ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

215

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پيشه خود قرار داد . در زمان او سردسته باطنيان و ترتيب دهنده كار آنان حسن بن صباح رازى ، حاكم قلعه الموت شمرده ميشد كه روزگار او به درازا كشيده بود . از هنگامى كه قلعه الموت را تصاحب كرده بود مدتى قريب بيست و شش سال مىگذشت و كسانى كه در نزديك او بسر ميبردند در نتيجه ستيزه‌جوئىهاى بسيار وى ، به بدترين وضع زندگى مىكردند . زيرا حسن صباح مردان آنان را مىكشت و گرفتار مىكرد و زنانشان را نيز به اسارت مىبرد . سلطان محمد ، هم چنان كه ياد كرديم ، قشونى براى سركوبى او فرستاد . ولى اين سربازان بدون اخذ نتيجه بازگشتند . هنگامى كه بيمارى او سخت شد ، به امير انوشتكين شيرگير ، حاكم آبه و ساوه و غيره ، فرمان داد كه به جنگ حسن صباح برود و كار او را يكسره كند . امير انوشتكين شيرگير با باطنيان جنگ‌ها كرده و چند قلعه را از آنان گرفته بود . منجمله قلعه كلام كه در جمادى الاول سال 505 هجرى تصرف كرد . و رئيس قلعه را كه معروف به على بن موسى بود با ساير يارانش ، امان داد و همه را به الموت فرستاد . همچنين قلعه بيره را تصرف كرده بود كه در هفت فرسنگى قزوين قرار داشت . ساكنان اين قلعه را نيز امان داده و به الموت فرستاده بود . او همين كه فرمان قلع و قمع اسماعيليان الموت را يافت با سپاهيان خود به سوى قلعه الموت روانه شد . سلطان محمد نيز چند تن